بدون عنوان
دانه های قلبم را در دورردستها کاشتم
من عاشق صدای سه تارم
من عاشق صدای سه تاری هستم که از ناخن درد کشیده ات به دوردستها میاید و بمن من زندگی می بخشد.
صدای جوانه زدن دانه هایم را میشنوی دردی عجیب دارد اما زیباییش مرا تسخیر کرده
تو تنها نیستی جوانه هایی که کاشتی باتو اند و می خواهم باتو بخندم .
بخند نمیخواهم تنها باشم .میخواهم صدای خندهایمان تا آسمانها برسد میخواهم آن چشم آبی مهربان دیگر نگران نباشد بخند که دنیا ارزشی جز خندیدن ندارد
و آن پاهای کثیف راست میگفت که بخندی یا نخندی آخرش میمیری پس بخند و بخندان
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

بدون عنوان
