من تنها کفشدوزکی هستم که خدارا دید

بدون عنوان

1391/3/31 10:20
نویسنده : کفشدوزک
197 بازدید
اشتراک گذاری
و هنگامی كه شب تابها مي رقصند و قاصدك ها ستاره ها را مي چيدند و آنگاه بود كه دلمان پر شد از آهنگ بهار كه از دور به گوش كفشدوزك ها رسيد. وقتي قاصدك آمد وقتي قاصدك آمد ديگر تنها نبود او ستاره اي زيبا باخود به ارمغان آورد كه نويد بهار را مي داد كفشدوزك ها خوشحال از آمدنش وقاصدك ما ما را باخود به انتهاي آسماني ميرساند كه كفشدوزك ها يكي يكي به ستاره هايشان برسند . خبر خوش آمدنت را به فال نيك ميگيريم وشاديت را با هم جشن ما یکی یکی ستاره ها را از آسمان بی انتها می چینیم
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)