من تنها کفشدوزکی هستم که خدارا دید

بدون عنوان

1391/3/31 10:13
نویسنده : کفشدوزک
214 بازدید
اشتراک گذاری

ومن دور از تو

ومن دور از همه چيز

ووقتي كه با كوديكم سرگرمم

وسكوتي كه با صداي بلبل برسر سرو ستبر ميشكند

چه كسي ميداند نيلوفر آبي در كنار مرداب خوشبخت است

چه كسي انتظار قطره را بر يك دانه از باران  بر ترازو ميگذارد هر روز

چه كسي ميداند من با تنهايي خود هرروز ميرقصم تا سر كوه ميرويم آن بالا  منو تنهايي باهم به تماشاي رودي كه به دريا ميرسد خوشحاليم

چه كسي ميداند شايد خوشبختي در قطره اي از اشك  پنهان است

وسكوتم را با صداي خوردن يك تكه نان ميشكنم

و سكوتم ، تنهاييم و همه پابه فرار

تا كه تو خبر باد صبا را بدهي

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)