بدون عنوان
دانه های قلبم را در دورردستها کاشتم من عاشق صدای سه تارم من عاشق صدای سه تاری هستم که از ناخن درد کشیده ات به دوردستها میاید و بمن من زندگی می بخشد. صدای جوانه زدن دانه هایم را میشنوی دردی عجیب دارد اما زیباییش مرا تسخیر کرده تو تنها نیستی جوانه هایی که کاشتی باتو اند و می خواهم باتو بخندم . بخند نمیخواهم تنها باشم .میخواهم صدای خندهایمان تا آسمانها برسد میخواهم آن چشم آبی مهربان دیگر نگران نباشد بخند که دنیا ارزشی جز خندیدن ندارد و آن پاهای کثیف راست میگفت که بخندی یا نخندی آخرش میمیری پس بخند و بخندان
نویسنده :
کفشدوزک
10:19

